روزه و عبادت

بعضی ها فکر میکنند وقتی قوای جسمی ضعیف شد ، دیگر حال عبادت هم برای انسان باقی نمی ماند .

این خوب نیست . خداوند به ما می فرماید : تو حال و توان گناه نداشته باش ، ما از تو ثواب نخواستیم .

ارزش ترک گناه تو بیشتر از انجام کار پر ثواب است .

تو بخواب ، من خواب تو را عبادت به حساب می آورم .

فعلا حال عبادت نداشته باشی ، به ضررت نیست .

اگر حال عبادت هم داشته باشی ، معلوم نیست به سراغ عبادت بروی ، به کار و زندگی ات می رسی .

همچنین می فرماید: هم اکنون عبادت بی حال تو را در حال بی رمقی ،بهتر از عبادت با انرژیت می پذیرم .

اگر قبولی عمل برایت مهم است ، تو به بقیه اش کار نداشته باش !

در عوض عجب هم پیدا نمی کنی ، همیشه عبادتت برایت ناقص جلوه می کند و فروتنی ات حفظ می شود .

امیر المومنین علیه السلام در کلمات قصار نهج البلاغه می فرمایند :

دل ها اقبال و ادبار ( پشت کردن ) است !

پس وقتی دل اقبال کرد ، به نوافل بپردازید و هنگامی که پشت کرد ، تنها به واجبات اکتفا کنید !!!

پس اگر کسی در رمضان از طول ایام روزه دچار ملالت و کسالت شد ، طبیعی است که نباید به خستگی خود اعتنا کند و باید دانست که در بسیاری از اوقات و برای برخی افراد درست از هنگامی که روزه ی ماه رمضان با خستگی و عدم حلاوت توام می شود ، آثار خود را در سازندگی فرد بروز خواهد داد . ( اساسا وجود وقوع هر نوع بی حالی در انجام عبادت را نمی توان دلیل ترک عبادت قرار داد )

در ضمن ادبارهایی که برای ما پیش می آید ، بسیاری از اوقات ناشی از معاصی و غفلت های ما و یا توجه های بیش از اندازه ای است که به امور دنیایی داشته ایم ، که حتما باید با استغفار به برطرف کردن آن ادبار بپردازیم . و این خود یک تکلیف معنوی است ، نه اینکه انسان تا ادبار را مشاهده کرد ، فرار را بر قرار ترجیح داده و دیگر بر سجاده عبادت قرار نیابد .


منبع :
شهر خدا - علیرضا پناهیان

چهار دیواری حبس

 

 هیچ گاه اسارت  جسمی ، جلودار درون آزادی خواه نخواهد بود .

معمولا حبس را عامل فنا پذیری میدانند ، 

اما گاهی در تنگنا بودن ، انفجاری چون نور را بر جای میگذارد .

و هچنین صدای در گلو مانده در نهایت فریادی را در بر دارد ...

 حال که از تن درگیر حاج احمد متوسلیان سالها میگذرد ،

هرروز این بانگ از عمق وجود ایشان بلندتر میشود

و از درون آرمانگرای خویش حکایت میکند که ...

ما باید پرچم اسلام را در انتهای افق بر زمین بکوبیم .

هر مبارزی همچون حاج احمد 

زنده بودن را در پی حرکت میداند و ساکن ماندن را  ضد وچود و چاوید شدن .

بی شک حاج احمد تا نشانی از این جنبش و تحرک را در زمین نکوباند و اثری از حقیقت را

در انتهای بی انتهای افق نمایان نکند رفتن را نمی پذیرد و همین بر ماندن و بودن او کافی ست.

و متقابلا چطور او نمی تواند از حرکت و مبارزه ی ما برای اثبات حق انتظار نداشته باشد ...

بیا بیا گل نرگس


نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست

نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست

نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست


آقا معذرت چیزی نداشتم بنویسم . مغزم چند روزی ست از کار افتاده ! در جریان هستید که ؟
آقا ما کی بزرگ میشیم ؟؟؟ کی از این بچگی در میایم ؟؟؟ کی به درد میخوریم ؟؟؟
ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف !
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد ...

. . . نوشت :
متاسفانه این ابیات برای برخی دوستان یک سری سوءتفاهم ایجاد کرده ...
باید بگم که :
این شعر اولین بار علنی در یکی از سخنرانیهای آقای رائفی پور بیان شد .
نهایت برداشتی که باید از این دست شعر ها بشه اینه که :
آقا ما لایق برپایی ظهور شما نیستیم ... همین
نه اینکه بخاطر بی دقتی و تبیین غلط ،
اتهام بی بصیرتی زده بشه !!!

جنگ ما قطره ای از دریای عاشوراست

تماشای  "روزهای زندگی"  را ترجیح دادیم بریک مشت خنده های مردگی در قالب فیلم  "خوابم می آد"

و راهی سینما شدیم .

یک ساعت و اندی حول و هراس در سینما گوشه ای بود از 8 سال جنگ و دفاع مقدس  . . .

بماند که طعنه ی سیاسی این فیلم گریبان گیر هاشمی و موسوی و رضایی (بخوانید مثلث ما نمی توانیم) شد .

با دیالوگ ( امام را به تصمیم رساندند ) و ماجرای جام زهر و قبول قطع نامه . . .

ولی در کل دیدن این فیلم یادآور بدهکاری هایی بود ،

که بعد یک عمر سنگینی بر دوش هایمان به باد فراموشی سپرده شده بود .

این روزها اگر هوس سینما رفتن تان گرفت و فیلم ارزشی موجود نبود ،

بد نیست اعتصاب سینمایی را هم در کنار اعتصاب بی جای نخریدن نان و شیر قرار دهید .

چون این کوچکترین کار برای ارزشمند نگه داشتن ارزشها از سوی شماست .

و متاسفانه در حد پاتوکفش رسانه چی ها کردن هم نیستیم ،

تا این مسیر ارزشی را ادامه دهیم و زنده نگه داریم .

اما همان قدر هم بسی جای امید است و ذره ای دلخوشی در باب نصر و یاری حق و حقیقت. . .